تبليغاتX
امتداد مهر (انتخابات)

امتداد مهر (انتخابات)

طرفداران احمدي نژاد

آيت‌الله سبحاني: نامزدها بايد خود ملتزم به قانون باشند

به نقل از دفتر آيت‌الله سبحاني، اين مرجع تقليد در ديدار تعدادي از اعضاي شوراي نگهبان در سخناني با ابراز خرسندي از حضور گسترده مردم در انتخابات گفت: آراي قريب به 40 ميليون نفر از مردم كشورمان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نشان دهنده علاقه آنها به نظام اسلامي و قانون اساسي است.
وي تصريح كرد: دشمنان شايد بخواهند برداشت ديگري از حضور مردم در انتخابات داشته باشند، اما اين حضور گسترده نشانه قوت نظام اسلامي است.
آيت‌الله سبحاني افزود: هر چهار نامزدي كه در صحنه انتخابات حضور داشتند قبلا جزو مسئولان نظام بوده‌اند و بايد بدانند كه اين نظام به راحتي به دست نيامده است و خون‌هاي زيادي براي ايجاد، استقرار و استمرار آن بر زمين ريخته شده است.
وي با اشاره به برخي از اعتراض‌ها و ناآرامي‌ها در روزهاي اخير گفت: نبايد براي يك ادعا كه هنوز ثابت نشده است، اين مسائل را به وجود آورد.
اين مرجع تقليد نامزدها و گروه‌هاي سياسي را به تبعيت از قانون فراخواند و گفت: نامزدها بايد خود ملتزم به قانون باشند و مردم را نيز به قانون‌گرايي دعوت كنند.
وي گفت: به تعبير اميرالمومنين علي(ع) مسئوليت يك طعمه نيست، بنابر اين افراد بايد مسئوليت را به يكديگر تعارف كنند و براي به دست آوردن آن نبايد غصه بخورند.
آيت‌الله سبحاني خاطرنشان كرد: خوب بود نامزدها در مناظره‌ها به مسائل شخصي نمي‌پرداختند، هر يك از آنها بايد برنامه‌هاي خود را اعلام مي‌كرد و اين برنامه‌ها توسط نامزد ديگر نقد مي‌شد.
وي تصريح كرد: بايد در مناظره‌ها و برنامه‌هاي تبليغاتي نامزدها روي مسائل برنامه‌اي و مديريتي متمركز مي‌شدند و هر يك از آنها محسنات برنامه خود را مي‌گفت و ايرادهاي برنامه ديگري را نقد مي‌كرد.
استاد حوزه علميه قم يادآور شد: آرا تك تك مردم محترم است و براي صيانت از آرا فقط بايد از طريق قانوني اقدام كرد.
وي با تاكيد بر جايگاه شوراي نگهبان در قانون اساسي و نقش آن در حفظ سلامت انتخابات افزود: از همه كانديداها مي‌خواهم بيايند و با اعضاي شوراي نگهبان بنشينند و مسائل خود را حل كنند.
وي با اشاره به آيه‌اي از قرآن كريم گفت:‌همه نامزدها بايد در مسير وحدت حركت كنند تا خداي ناكرده به اين مملكت آسيبي نرسد.
آيت‌الله سبحاني ضمن اشاره به اظهارات اخير سران كشورهاي غربي در خصوص ايران گفت: از همه كانديداها و گروه‌هاي سياسي مي‌خواهم ببينند كه دشمن چگونه به اين كشور و اين ملت طمع كرده است و بنابر اين كاري نكنند كه مطابق خواست دشمن باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:51  توسط  ياران  | 

وبلاگ «آقاي موسوي چرا؟» افتتاح شد.

اكنون با سه مطلب به روز است.

براي ورود اينجا را كليك كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 18:34  توسط  ياران 

آقاي موسوي! از كدام "امام " سخن مي‌گوييد؟

اميرحسين تركش دوز، مسئول دفتر سابق دفتر مير حسين موسوي و معاون اسبق مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد در نامه‏اي به وي نوشت:در هيچ يك از ادوار انتخابات رياست جمهوري تا بدين حد شاهد انشقاق و رودررويي نيروهاي اجتماعي و حاد شدن تقابل آنها با يكديگر نبوده‌ايم.

در ذيل متن كامل نامه دكتر اميرحسين تركش دوز مسئول دفتر سابق دفتر ميرحسين موسوي بدين شرح است:
جناب آقاي موسوي، به گونه‌اي از امام(ره) و انديشه او سخن گفته‌اند كه گويي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مكتوبات ايشان موجود نبوده است. حال آن كه التزام به خط امام التزام به تمامي مؤلفه‌هاي آن است. برخورد گزينشي و يكسويه با انديشه و خط مشي امام از فردي كه بيش از همه از صداقت و اخلاق سخن مي‌گويند، شگفت‌انگيز است. البته هر فردي مي‌تواند انديشه و گفتار امام، يا مؤلفه‌هايي از آن را نپسندد و پسند خود را نيز در چارچوب ضوابط در جامعه اظهار كند. اما آيا سخن گفتن از امام و خط او در عين مغفول گذاردن مؤلفه‌هايي از سيره سياسي امام، برخوردي صادقانه است؟ آيا امام در طول حيات سياسي خود و بخصوص در 10 ساله رهبري نظام، تنها از تحجر سخن گفته بود و نسبت به آن حساسيت نشان مي‌داد؟ آيا اين امام نبود كه بارها و بارها نسبت به اجراي احكام اسلام تأكيد كرده و حساسيت نشان داده بود؟‌ آيا هم او نبود كه في‌المثل در جريان تعريض جبهه ملي به لايحه قصاص به سختي عليه ايشان موضع گرفت و حتي سخن از قرب ايشان به ارتداد گفت؟‌ آيا يك شخصيت خط امامي نبايد بهره‌اي از حساسيت امام،‌ نسبت به اجراي احكام الهي و ضديت‌هايي كه از سوي پاره‌اي از روشنفكران و سياستمداران عليه آن صورت مي‌پذيرد،‌ به خرج دهد؟ آيا اين امام نبود كه عليه سلمان رشدي آنچنان كه همه مي‌دانيم موضع گرفت،‌ آيا اين امام نبود كه بارها و بارها در مورد التقاط و انحراف فكري حساسيت به خرج داد و اعلان موضع كرد؟ آيا به راستي امام نبود كه حتي پيش از حركت انقلاب فرهنگي از دانشجويان مسلمان خواست كه دانشگاه‌ها را در تراز فرهنگ اسلامي متحول كنند، ‌آيا هم او بارها عليه فرهنگ استعماري و غربزده موضع نگرفت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:46  توسط  ياران  | 

آقاي موسوي! من يك دانشجوي ايراني هستم ، راي من را پس بدهيد!

مير حسين موسوي اين روزها با انتشار بيانيه هاي پي‌درپي ساز و كار قانوني مراجعه به شوراي نگهبان را كه در انديشه امام خميني (ره) و ميثاق ملي مورد تاكيد قرار گرفته را نپذيرفته و بر تمكين به راي ملت و راي قانون بي توجهي مي كند.
كاربران محترم خبرگزاري فارس در واكنش به اين بيانيه ها و اقدامات غير قانوني ميرحسين موسوي در روزهاي اخير كه موجب ايجاد اغتشاشات خياباني و آشوبها شده است، خواستار پايبندي وي به قانون و ولايت فقيه شده اند و در موارد متعددي كساني كه در اين انتخابات به وي راي داده بودند، از اقدامات اخير وي ناراضي هستند.
در همين راستا بخش قابل توجهي از كاربران فارس خواستار پس گرفتن راي خود به موسوي شدند.
بخش سوم اين اظهارنظرها به شرح زير است:

*من يك دانشجوي ايراني هستم ، راي من را به من پس بدهيد!

دوسه ماه پيش چقدر خوشحال بودم ازاينكه بالاخره مي توانم در تعيين سرنوشت خويش مشاركت كنم. طي يك ماه گذشته چقدر پرشور و پراحساس سعي در جلب نظر اطرافيانم داشتم تا كانديداي محبوب من را بپذيرند.سرخوش بودم از اينكه بهتر از همه حتي بهتر از پدر و مادرم ، مسائل را مي فهميدم . من يقين داشتم كه درد را درست شناخته ام و درمانش راهم يافته ام .
اين اعتماد به نفس زيادي ، باعث شده بود تا در هر فرصتي حتي زمانهاي نامربوط مثل وسط كلاس درس و ... نظرم را در اين باره اعلام كنم . در آن موقع اصلا به اين فكر نمي كردم كه در عين ادعاي دموكراسي طلبي دارم نظرم را به ديگران تحميل مي كنم.
روشي كه من درپيش گرفته بودم اين بود كه با سروصداي بسيار و اظهارنظر شخصي ، ديگران را وادار به تبعيت از خودم بكنم .
جو كلاس را چنان به كمك چند هم فكرم فيلتره مي كردم كه اگر مخالفي هم داخل كلاس بود جرات اظهار نظر نداشته باشد. اين وضع روز به روز تا 22 خرداد شديدتر مي شد به نحوي كه من و دوستانم تمام جو خودساخته را به صورت يك حقيقت انكار ناپذير باور داشتيم و اصلا يك درصد هم احتمال پيروزي رقيب را به ذهنمان راه نمي داديم.
آخر تمام محيط پيرامون من و دوستانم ، طرفدار رنگ سبز بوديم و بس . همه ايران ، از كنج دهات و شهرستانها گرفته تا خانه همسايه مان در فلان شهر ، از كوچه و خيابان گرفته تا بازار و مسجد و كارخانه ، همه و همه براي من خلاصه شده بود در كلاس و سلف و سرويس خوابگاه . همه مردم وطنم خلاصه شده بودند در همكلاسيها و هم خوابگاهيها و نهايتا چند كارمند دانشگاه واينها هم كه همگي با من هم فكر و هم راي بودند.
به هركجا كه مي رفتم فضا هماني بود كه من مي خواستم و يا بهتر بگويم همانطور بود كه من دوست داشتم ببينم.
نمي خواهم كسي غير از خودم را مقصر بدانم اما حالا كه فكر مي كنم مي بينم دوست صميمي ام " محسن " هم در ايجاد اين فضاي مجازي در پيرامون من و ديگران نقش داشت . او هم به گمانم تحت تاثير ديگراني بود كه خارج از محيط دانشگاه جزو كله گنده هاي احزاب بودند و اغلب خبرها را از انها مي گرفت البته يكي دو بار هم او را ديدم كه از دفتر رئيس سابق دانشگاه بيرون امد و وقتي از او درباره كارش مي پرسيدم ، به الطاف الحيل طفره مي رفت .
الان كه كلاهم را قاضي مي كنم مي بينم تقصير خودم بود كه ساده لوحانه كليد گنج خانه فكر و انديشه ام را سفيد امضا به دست او سپرده بودم و او هر آنچه مي خواست را به خورد ذهن پرسشگر من مي داد.
يكي دو بار بعد از مناظره ها سوالات جدي در ذهنم پديد امد ، از او با احتياط پرسيدم ، او با زيركي جوابي مسخره آميز از استينش بيرون آورد و پرسشم را در نطفه خفه كرد.
خلاصه اوضاع بر اين منوال گذشت و من در فضايي تك رنگ ، سبز سبز سبز سوار بر موج احساس و تصور و رويا پاي صندوق سرنوشت رسيدم . باورم اين بود كه حتما كانديداي من برنده است چون او طالب اجراي قانون است و از ديكتاتوري و قانون گريزي بيزار است . يادم مي امد كه در دوره نوجوانيم يار باراني او كه ان زمان رئيس جمهور بود ، مدام فريادش به آسمان بلند بود كه : " زنده باد مخالف من " و يا اين عبارت معروف كه : " اجراي قانون بد ، بهتر از بي قانوني است. " و يا اينكه در سخنرانيهايش در مجامع بين المللي خطاب به رقباي داخلي اش فرياد مي زد " اقليت بايد راي اكثريت را بپذيرند و خواسته آنها را گردن نهند. " و ...
آخر مگر مي شود كسي كه اين همه از قانون و اجراي ان و مسالمت و تسامح سخن مي گفت را مردم نخواهند ؟ ! در ان روز سرنوشت باور من اين بود كه هرگز .
ساعت يازده شب ( كه هنوز صندوقها باز نشده بود و تازه راي گيري به پايان مي رسيد ، محسن از طريق همان دوستان حزبي اش خبر آورد كه : " سبز پيروز شد ، جشن بگيريد و پايكوبي كنيد!! " در ان لحظه حقيقتش را بخواهيد من هم همراه بچه ها دلي از عزا درآورديم و... اما اكنون افسوس مي خورم كه چرا در ان لحظه با خود نينديشيدم كه آخر از كجا اين خبر امده ؟ آقاي چيز كه رقيبش را متهم به " خرافه پرستي " مي كرد ! چطور الان خودش از درون صندوقهاي لاك و مهر شده انهم، گسترده در سراسر كشور پهناور ايران ، اينقدر دقيق خبر مي دهد؟!!! تنها يك را محتمل است و ان اينكه خود ايشان اهل خرافه باشد و با از ما بهتران سر و سري داشته باشد كه اينچنين در حضور خبر نگاران پيشگوئي مي كند .
روز بعداز راي گيري ، زماني كه نتيجه رسمي اعلام شد ، اول شوكه شدم بعد دمق و نهايتا خيلي ناراحت و عصباني . آخر تمام ساخته هاي ذهني من در هم ريخته بود .باورم نمي شد . مگر ممكن بود مردم غير از ان چيزي كه من فكر مي كردم تصميم گرفته باشند ! هر كه را كه من ديده بودم ، رنگ شده بود ، حتي امامزاده هاي كشور هم همه رنگ سبز را براي بيرق و ضريح خود برگزيده بودند . چطور ممكن بود مردم غير از اين را انتخاب كرده باشند!!؟
خلاصه شدم يك بشكه باروت و " محسن " جرقه را زد كه " تقلب شده " . خودمانيم اين محسن عجب اعجوبه ايست ، وقتي موتورش گرم مي شود ، خودش هم دادستان است، هم وكيل مدافع و هم قاضي ! البته نمي دانم چرا پاي اجراي حكم كه مي شود امثال من را جلو مي اندازد و خودش بند جيم را اجرا مي كند !؟
ان شب هم كف خيابان، پاي شعله موتوري كه در جلوي چشمان صاحب كتك خورده اش كه ناله مي كرد و مي گفت: " من كارگر شهرداري ام ، به خانه بر مي گشتم " داشت مي سوخت ، ناگهان سختي قلوه سنگي را در دستم حس كردم ، صداي محسن را مي شنيدم كه فرياد مي زد : " چرا ايستاده اي ؟ بزن . بشكن . "
اولش خواستم مثل هميشه دستور محسن را اجرا كنم اما لختي درنگ كردم ، چهره پدر زحمت كشم را در صورت خون الود ان مرد ديدم ، دستان پينه بسته عمو ودائي كشاورزم را در دستان لرزان و زخمي ان مرد ديدم ، نگاهم به پنجره خانه هاي اطراف افتاد خودم را در نگاه هراسان جوان كنكوري كه در ان نيمه شب خود را براي امتحان سرنوشتش اماده مي كرد ديدم ، با خودم گفتم سنگ را بر سر كدام يك بكوبم ؟ اينها همه خودم هستند و بستگانم .
در ان شب به خانه باز نگشتم و تا طلوع صبحي ديگر با خودم انديشيدم و به خود گفتم: " كجاي كار اشتباه كردي؟ "
كار تو كه سنگ پراني و فحاشي نبود ! تو جايگاهت حوزه فكر و انديشه بود . تو را با اوباش و اراذل چه كار ؟!!
يادم امد كه روز اول ورود به دانشگاه چه آمال و ارزوهايي در سر مي پروراندم . مي خواستم دنيا را عوض كنم . مي خواستم همه ظلمها و تباهيها را بر اندازم . قصد داشتم به دنبال عدالت باشم و آزادي را براي هموطنانم فراهم سازم . دلم مي خواست پيشرفت خودم و جامعه ام را نظاره كنم و... اما حالا من را چه شده است كه سر از كوي و برزن بي ادبي در اورده ام ؟
آخر من كه به دنبال مدعيان قانون و قانونگرائي حركت كردم . من كه هنگام انتخاب ، آناني را برگزيدم كه حرفشان اين بود كه : " ادب مرد به ز دولت اوست . " كجاي كار اشتباه كردم كه اينچنين سرنوشتي برايم رقم خورد؟
از ان شب كه منتهي به " طلوع صبحي ديگر " شد ، من ماندم و فكر و انديشه آزاد و فطرت حقيقت طلبم .
دانستم كه من بايد حقيقت را خودم دريابم.

*آقاي موسوي سلام.
به عنوان فرزند و خواهر شهيد مي خواهم چيزي را به خدمتتان عرض كنم. آقاي موسوي من به تو راي دادم. ولي اين درست نيست كه راي من گلوله شود براي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و همين طور گلوله شود به سوي مساجد شهرم.
اكنون كه تو را عين بني صدر يافتم رايم را كه به تو داده بودم پس مي گيرم و آنرا با شاخه گلي از مهرباني تقديم احمدي نژاد مهربان اين ياور مظلومان و حامي مقام معظم رهبري مي كنم.تو با فريب راي مرا و امثال مرا در دانشگاه براي خودت دزديدي و حالا با آن گلوله درست كردي براي دريدن قلب جوانان وطنم .
خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست
حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست
فلاح از تهران

*نيروي انتظامي بايد با شدت عمل با آشوبگران مقابله كند و ميرحسين موسوي و دوستان و همدستانش را به عنوان سردسته اغتشاشگران دستگير و مراجع قضايي آنها را محاكمه نمايند

*بايد براي اين آقا كه با نام الله اكبر و نام هاي اسلامي يا حسين به ميدان انتخابات رياست جمهوري آمده و خيانت ميكند اشد مجازات را تعيين كرد.
سكوت نكنيد و موسوي را به سزاي اعمالش برسانيد.
فرزند شهيد

*جالب است آقاي موسوي، مسوول تمام خونها و خسارات خود شماييد و براي جانباختگان كه خود كشته ايد سوگواري مي كنيد واقعا خداوند چه زود دستهاي پليد را رسوا مي كند. اين يك برنامه 90سياسي زنده است كه همه مردم آن را به وضوح مي بينند

*زمستان ميرود و روسياهي به ذغال ميماند. ايشان در مديريت اول انقلاب چه كارهائي كه نكرده است . چهره او غلط انداز است ومردم فكر مي‌كردند آدم محترمي است.چون وي در شروع انقلاب با كجرويها انقلاب را به اينجا رسانده من لقب خشت اول را به او اعطا و لقب ثريا را نيز به دوست او خاتمي مي دهم. خشت اول گر نهد معمار كج تا ثريا ميرود ديوار كج . بايد براي حفظ انقلاب و تضمين آينده اي روشن به رئيس جمهور اجازه داد كه اين ديوار را خراب و ديواري صاف و قائم بنا كند . همانطور كه ديديم شفافيت و صداقت رمز پيشرفت است كه باعث شد 40ميليون راي داده شود.

*موسوي مسئول دنيوي و اخروي مرگ هر ايراني است. به هوش بيا آقاي سبز .

*موسوي و همدستانش بايد جواب خون جوانان ايران را بدهد

*بايد اعلان عمومي شود تا كساني كه از اين آقاي ... شكايت دارند به فلان سايت مراجعه كنند و آقاي هاشمي شاهرودي دستور پيگيري و دادگاهي موسوي را بدهد.
تا كي جوانان ما را تحريك مي كند و تا كي فضاي كشور را مي خواهد ناامن كند وجودش و همسرش در سد لتيان و در ويلاي اختصاصي ... خوش گذراني كند ؟
اگر راست مي گفت آنروز كه شوراي نگهبان دعوت كرد مردانه مي رفت

*با سلام
خواهشمند است به اين بازي خاتمه ورزيد

*خداوند رحمت كند ايت ا.. دستغيب را در يكي از سخنرانيها بحث زاهد مستجاب الدعوتي را مطرح كرد كه نهايتا با كشتن دختر پادشاه در لحظه آخر در چوبه دار به سفارش شيطان با چشم بر او سجده كرد و تنها روزنه اميدي كه به بخشش خدا بود را از دست داد واي بر احوال اين دو آقا كه با اين حركتها و خود رائيها و قدرت طلبيها آخرش به كجا خواهند رسيد

*همش باعث اين كشتار موسوي است بايد جلوشو بگيريد

*نام موسوي به عنوان يك خائن به ملت در تاريخ نظام اسلامي ثبت خواهد شد.او مسئول خون تمام كساني است كه در اين اغتشاشات جان خود را از دست دادند.اگر امام(ره) بودند حتما حكم دستگيري وي را شخصا صادر مي كردند.خداوند به قلب مظلوم مقام معظم رهبري رحم كند كه اينچنين توسط اراذل موسوي خون مي شود.

*نيروي انتظامي و رهبري با اقدامات شجاعانه خود دلگرمي مردم را به خود بيشتر كردند .

*به جاي نوشتن چنين مطالبي و ايجاد تحريك و دعواهاي سياسي و خياباني ، ضمن متقاعد كردن رئيس جمهور و وزير كشور مجوزهاي لازم را جهت برپايي تجمعات قانوني در مراکز خارج از شهر مانند استاديوم آزادي فراهم كنيد تا ضمن اعتراض قانونمند ، بهانه را نيز از دست فرصت طلبان و معاندين بگيريد .
اين ايام مي گذرد ولي دوستي دوستان واقعي نظام اسلامي بايستي پايدار بماند.
مير حسين سرمايه معنوي امام راحل و اين كشور و خادم ملت بوده وبا اين مطالب ارائه شده و تخريب ايشان ، سرمايه معنوي سالهاي دفاع مقدس را به دست خودتان نابود نكنيد .

*ما هم خسته شده ايم و مايليم به زندگي عادي برگرديم. از اين كه مجبور باشيم ساعت معيني به خانه برگرديم و همه كارها نصفه و نيمه بماند خسته شديم. كاش زودتر تمام شود...

*ساكاشولي ايران كور خونده اينجا كشور امام زمان است

*حق با موسوي است دولت بايد خسارت مردم را بدهد و عوامل حمله به مردم و تجمعات بايد محاكمه شوند

*به قول آن مثل قديمي " تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد " اي كاش آقاي موسوي دهانش را باز نمي‌كرد تا خاطره نخست وزيري ايشان با همان جلد زريني كه امام و رهبري براي افكار و كارهاي ايشان درست كرده بودند ، در اذهان باقي ميماند و روزهاي مكدر را نمي‌ديديم اين تحريكات را نمي ديديم اين بي اعتنايي به رهبري را نمي ديديم اين چراغ سبز به دشمنان را نمي ديديم اين هزينه كردن براي براندازي را نمي ديديم و اين حرفها را نمي شنيديم

* اي مير حسين
تو اگر راست ميگويي بيا در صداوسيما و مجددا مناظره كن البته در مورد انتخابات. كه فكر كنم چيزهاي باقيمانده ته زنبيلت رو خالي كني

*كاري كه منافقين دراول انقلاب با مردم كردند موسوي ويارانه مثل محمد خاتمي و غيره كردند و هيچ جايي درميان مردم ايران ندارند وبايد محاكمه بشوند.

*آقاي موسوي شما از جون مردم چي ميخواي چرا نمي‌ذاري مردم به راحتي زندگي كنند چرا نميذاري مردم آسايش خوبي داشته باشند همه مردم ميدونن كه ريشه اغتشاشات شما هستي دست از كاراي غير قانوني بردار . تا كي ميخواي به اين كاراي غير قانوني ادامه بدي خيلي متاسفم برات

*ما در دوران رياست جمهوري مقام معظم رهبري مطالب فراواني از نا فرمانيها و تخلفات آقاي موسوي شنيده بوديم لكن باورش مشكل بود ولي متأسفانه برخوردهاي ناشايست و غير قانوني ايشان جاي ترديد نگذاشت و به ما فهماند او يك عنصر خود خواه و مستكبر قانون گريز و مخالف با اصول قطعي نظام (كه فلسفه تشكيل نظام اسلامي بود) ميباشد كه با متهم كردن مسئولين خدوم نظام بالاخص رئيس جمهور محترم راه منافقين كوردل را مي پيمايد.

*واقعا بايد ميرحسين دستگير و با او برخورد شود.

*كسي كه ادعا ميكند يار امام بوده پس چرا قلب مقام معظم رهبري را خون ميكند

*در تعجبم چرا اين آقا را دستگير و محاكمه نمي كنند ؟ اگر قرار باشد دستش رو شود كه تا كنون شده و همه رسوائي ها را به بار آورده است

*سلام
بنده به موسوي اگر بعنوان يك شهروند قبول دارد اعلام مي كنم كه ما از كارهاي تو بدمان مي آيد و شاكر و خوشحاليم كه انتخاب نشدي

*ما سوالمون اينه كه چراموسوي رو بازداشت نمي كنند

*آقاي موسوي بايد بداند كه مردم وكيل نياز ندارند و خودشان آگاه هستند و خوب و بد را خوب تشخيص ميدهند. آقاي موسوي به دامان مردم و انقلاب برگرد! اين را بدان كه جريانات زمان بني صدر در حال تكرار است.

*واقعا خجالت آوره بس كنيد بخاطر پست و كرسي بيش از اين مردم را به كشتن ندهيد

*با تشكر از ايثار و زحمات نيروهاي انتظامي و بسيج و مردم كه امنيت را دوباره به تهران تقديم كردند. آيا آقاي موسوي تفاوت اعتراض و اغتشاش و خرابكاري را نمي‌داند واقعا متاسفم از عملكرد وي و خودبزرگ بيني هاي ايشان. اميدوارم با خلوص نيت و براي قرب الهي يك مروري به عملكرد خودش در اين انتخابات داشته باشد.

*آقاي موسوي، ديگر از رسم مردانگي خود دور مي شويد و مردم را سپر بلاي خود مي كنيد از لجاجت دست برداريد و خود را بيش ازاين ضايع نكنيد قانون فصل الخطاب ادعاي قانون گرائي تان باشد

*با سلام چرا دستگاه قضايي اقدام لازم را در اين باره انجام نمي دهد ؟

*مسئولين محترم خبرگزاري فارس!
چرا مطالبي را كه خوانندگان ارسال مي كنند درج نمي كنيد؟ حتما بايد فرد ارسال كننده مطلب اسم و رسم داشته باشد تا مطلبش درج شود. من هم يك فوق ليسانس هستم كه فقط اسم و رسم مرسوم در جامعه را ندارم.
مطلب زير در مورد نئومنافقيني مثل موسوي است كه اميدوارم درج كنيد

يك نفر بيانات مقام معظم رهبري را براي موسوي ترجمه كند.

گمان مي رود در خانه و اردوگاه موسوي كسي نيست چرا كه در خانه اگر كس است يك حرف بس است. بيانات و اوامر دردمندانه مقام معظم رهبري در جمعه تاريخي تهران، چنان روشن و با قدرت بيان شد كه كه همه ملت از پير و جوان و خرد و كلان آن را با جان و دل شنيدند و سرلوحه كار خود قرار دادند اما ظاهراً موسوي و حاميان قانون گريز و ولايت ستيزش هنوز در توهم اردوكشي هاي خياباني سعي دارند حماسه تاريخي ملت را در 22 خرداد، در كف خيابان ها خدشه دار كنند. به نظر مي رسد يك نفر بايد بيانات مقام معظم رهبري را براي موسوي ترجمه كند تا آن وقت روشن شود كه هنوز هم مي خواهد در مقابل انقلاب بايستد و اين چنين بر قانون ستيزي و محاربه با نظام اسلامي بپردازد؟!
بزرگان گفته اند آدم هاي كوچك ديگران را به زحمت مي اندازند و آدم هاي بزرگ خودشان را و ما فهميديم چه كساني در اين مملكت بزرگند و چه كساني كوچك.
مطمئن باشيد كه موسوي به اردوگاه دشمنان نظام پيوسته و بيانات مقام معظم رهبري در حمايت از ايشان تلاش هاي دردمندانه براي بازگرداندن ايشان به آغوش نظام بود اما با اين روندي كه در پيش گرفته بعيد به نظر مي رسد كه از اين منجلابي گرفتار شده بيرون آيد. حيف از آن همه وقت گران بهايي كه مقام معظم رهبري براي ديدار با ايشان صرف كردند و خودشان را به زحمت انداختند تا بلكه الفباي قانون گرايي را به ايشان بياموزند اما افسوس كه اين ها مصداق اصابعهم في اذانهم هستند.
بيانات موسوي چنان وقيحانه صادر ميشود كه همه به نيات سوء قانون گريزي و ولايت ستيزي او پي مي برند. نديدن اين همه آشوب، اغتشاش، خسارات ميلياردي به اماكن عمومي و اموال مردم، كشته شدن دهها انسان بيگناه، به آتش كشيده شدن مساجد، مجروح و مصدوم شدن صدها مامور انتظامي و امنيتي و ... همه نشانه هاي بسيار روشني هستند كه در نتيجه اعمال برخي حاميان موسوي به جامعه ما تحميل شده اما ظاهرا موسوي قرار نيست اين همه نشانه هاي روشن از به آشوب كشيدن جامعه توسط خود و اطرافيان و حاميانش را ببيند و در توهم قدرت از دست رفته اش در پاي صندوق هاي راي چنان غرق شده است كه حتي تمام منافقين و معارضين قسم خورده انقلاب در خيابان هاي تهران به رژه روند، او آن ها را مردم مظلومي خواهد خواند كه به نتيجه انتخابات معترض هستند.

* موسوي ملعبه بازيگران شبكه هاي بيگانه شده. دست رادان را مي بوسم كه با اخلال گران جدي بر خورد مي نمايد

*بنده با خيلي از كساني كه تشويق به آشوب و در گيري مي كنند صحبت كرده ام در اين چند روز با كمال تأسف اكثر آنها از اول در انتخاباتها شركت نكرده اند و در اين انتخابات هم بيشتر آنها شركت نكرده اند به هر دليلي با نظام مشكل دارند و آزادي مي خواهند از نوع غربي آن كه بايد گفت كه آيا اكثريت بايد از شما تبعيت كنند يا شما از اكثريت؟ و موضوع بعدي اين است كه اينها فكر مي كنند كه اختلاف سليقه يعني قبول نداشتن نظام كه كاملا " اشتباه مي كنند بنده با تعدادي از دوستانم كه به موسوي راي داده اند صحبت كردم در روزهاي اخير به دليل عدم تبعيت از رهبري نظرشان از موسوي بر گشته است و متوجه سوء نيت آنها شده اند خداوند آنها را هدايت كند و به مسير راستي و دوستي ايران و مردم و....نمايد انشاا..

*منم قبول دارم اينها و غرب يك مشت تروريست هستند كه بايد عوامل اين آشوب ها رو به جرم نفاق در ملاعام اعدام كنند

*واقعا موسوي آدم ... هست از يك طرف در گفته هاي خود به قانون اساسي تكيه مي كند ولي خودش اصول قانون اساسي را قبول ندارد از جمله اصل ولايت فقيه و ديگر اصولي راجع به انتخابات وشوراي نگهبان.
مسئولين هر چه سريعتر بايد با اين آدم برخورد كنند .من به عنوان يك فرد شهروند واقعا خونم بجوش مي ايد وقتي كه اين آقا صحبت يا بيانيه صادر مي كند چطور مي تواند اين منافقين و اراذل و اوباش را هم رديف شهدا قرار دهد.

*بسياري از بزرگان اخلاق دعايشان اين بوده وهست كه خدايا ما را عاقبت به خير بگردان واقعا براي موسوي و خاتمي و.... متاسفم حالا كه مردم انها را انتخاب نكرده اند به خاطر هواي نفس و علي رغم اينكه خودشان به خوبي مي دانسته و ميدانند كه مردم به او و دار و دسته اش راي نداده اند حرفهاي خودش را زير پا گذاشته و قانون واخلاق و عزت ايران را كه دم از آن مي‌زدند بازيچه جاه طلبي هاي خودش و خاتمي و.... كرده است خوب است به خود بيايند و از ملت شريف ايران عذر خواهي كنند شايد خداوند متعال گناه بزرگ انها را ببخشد

*آقاي مهندس موسوي تو نه تنها در مقابل قانون ايستادگي مي كني بلكه در مقابل ولايت فقيه ايستادگي مي‌كني پس در مقابل نظام ايستادگي مي‌كني

*بسم الله

زمستون ميره اما روسياهيش به زغال ميمونه.
اصلاحات آمريكايي با راي هوشيارانه مردم مرد.دست و پا زدن عده اي به قيمت ازبين رفتن امنيت نمي‌تونه اونو برگردونه.

*به نظر من كه موسوي را بايد به عنوان عامل اصلي قتل و اغتشاشات اخير دستگير و محاكمه كنند .خانواده مادر و دختري كه در مهد كودك كشته شدند كه خودشون عليه موسوي مدعي اند چگونه در امار اراذل و اوباش طرفدار موسوي جاي مي گيرند آيا اينگونه اظهار نظر موسوي وقاحت ندارد

*من هم به سهم خودم از اين اقدام شجاعانه قانوني و مردم مدارانه نيروهاي امنيتي تقدير ميكنم و اميدوارم تا بازگشت آرامش كامل اين اين وضع ادامه داشته باشد

*موسوي از مردم بعنوان ابزار جهت رسيدن به خواسته هاي كه بيگانگان از موسوي و... خواسته اند استفاده مي كند و خون بهاي اين همه خونها بعهده موسوي و خاتمي است

*بسمه تعالي
البته فراموش نكرديم كه شگردهايي كه منافقين درسالهاي 60 از آن براي انحراف افكار عمومي استفاده ميكردند تا مردم را درمقابل نظام قرار دهند . بنده به آقايان مي گويم كه اين نحوه صحبت كردن ديگر رنگ باخته است .شايد چند روزي پشت اين نقاب مخفي بمانيد ولي مطمئن باشيد كه چهره واقعي شما هم مانند منافقين سال 60 براي مردم هويدا خواهد شد و آن وقت ديگر برگشت دير است . پس تا دير نشده خود را به صف نظام ملحق كنيد وبه نصايح رهبر فرزانه انقلاب گوش كنيد و از راه قانون وارد شويد وگرنه بايد پاسخگوي عمل خود باشيد.

*آقايان تو رو خدا سرچشمه را بخشكانيد اين راي ما به موسوي اشتباه بود قاطعانه برخورد كنيد ما ارامش ميخواهيم

*بايد با عوامل آشوب برخورد شود

*از مقامات امنيتي درخواست داريم مير حسين موسوي را به عنوان رهبر اغتشاش گران دستگير كند تا اقتدار نظام ديده شود.

*اين ميرحسين بعد از 7 روز تازه يك اسباب بازي پيدا كرده (اصل 27 قانون اساسي) اما يكي نيست بهش بگه : قانون اساسي يك اصل 40 هم داره.اون رو اول بخون بعد 27 رو تفسير كن.

*من تا به حال گمان مي كردم اغتشاشگران عمدتا ضد انقلاب هستند. اكنون كه ديدم مساجد را نيز آتش زده اند، فهميدم اينان ظاهرا ضد اسلام نيز هستند. از شما خواهش مي كنم اطلاع رساني كنيد كه براي شكايت از اغتشاشگران و در راس همه رهبر آنان موسوي چگونه بايد اقدام كرد؟

*خدا را شكر كه پرده ها افتاد و اين مهره ي بي ظرفيت رييس جمهور كشورمان نگرديد تا دستاوردهاي انقلاب را يك شبه بر باد فنا دهد . به اميد ظهور هر چه زودتر آقا امام زمان و ريشه كن نمودن ظلم و فساد توسط ايشان.

*به نام خدا - با تشكر از نيروهاي نظامي ، انتظامي و مردمي كه در برگرداندن امنيتِ صدمه ديده به جامعه؛ كه از طرف تعدادي معدود،( البته نسبت به مردم طرفدار آرامش) خدشه دار شده بود ؛ نهايت تلاش و مجاهدت را نمودند.
با آرزوي هدايت براي كساني كه خود را مدعي قانون گرائي معرفي كردند ولي در عمل نشان دادند كمترين توجه را به قوانين جاري كشور و مجاري قانوني آن ندارند.

*مشكل اين آقايان راي و تقلب و شوراي نگهبان نيست ، مشكل اين آقايان اسلام است ، اينها با اصل اسلام مشكل دارند ، كتاب گفتگوي تمدن هاي آقاي خاتمي هم در همين راستا است ، در راستاي محو اسلام از عرصه زندگي و جامعه ، اينها ديدند با تكيه بر فلسفه هرمنوتيك هايدگر و گادامر و با تكيه به سروش ها و تقسيم دين به شريعت و فهم از شريعت ، نمي توانند اسلام را از عرصه زندگي ها خارج كنند ، بنابراين دست به اغتشاش مي زنند ، عاملان اغتشاش هم خود همينها هستند ، توصيه من به آقاي موسوي اين است كه فريب اصلاح طلبها را نخورد ، اينها كساني نيستند كه پشت آقاي موسوي را بگيرند ، اينها فكر كردند مي توانند به اسلام صدمه اي بزنند ، دو سه تا رو علم كردند تا بيانيه و فتوا بدهند ، با اين كارشون ما را ياد جنگ صفين مي اندازند كه اي واي قرآن ، اي واي جنگ با قرآن ، اي بابا دوران قرآن بر نيزه كردن هم تمام شده است ، امروز ملت به علي مي‌نگرند ، نه به نيزهاي قرآن بر سر ، قطعا اين بازي ها و اين بيانيه هاي امثال موسوي و خاتمي و اون بابا كه فتوا مي دهد و مي گويد كه شرع چه گفته است ، هيچ كدام از روي دلسوزي براي اسلام نيست ، اينها دشمن اسلامند ، به هيچ جا هم نمي رسند ، اينها دارند در خشم خود مي‌ميرند ، خدا چه زيبا فرموده : " موتوا بغيضكم " در خشم و نفرتتان بميريد ، آري اين است پيام خداي احد و واحد به امثال اين آقايان ، پيام ديگر خدا به آنها اين است كه " زهق الباطل " باطل نابود شد ، اصلا باطل از همان بدو تولدش باطل شد ،در آخر مي گويم كه اين واقعه فقط پالايش نظام است و اين آقايان چهره اصلي خود را نشان مي دهند و كار انقلاب اسلامي را در تشخيص دشمنانش ساده مي كند ، دستشان درد نكند ، خدمت بزرگي كردند . ( مجيد آقاخاني )

*نيروي انتظامي بايد بداند كه چه با اين آشوبگران مدارا كند ويانه بهر حال مورد اتهام موسوي و دارو دسته اش قرار ميگيرد بنابر اين لازم است برخورد قاطعانه با اين عوامل آشوب داشته باشد كه در غير اين صورت اقتدارش از نظر مردم زير سوال خواهد رفت

*ان شاءالله شكايات شهدا و امام از موسوي هم بماند براي روز جزا.

*من به سادگي اين شخص يقين داشتم ولي الان كم كم دارم به نفاق او فكر مي كنم.

*لطفاً نظر منم بزارين : من چند روزه كلافم اصلاً اين حرفاي موسوي همشون دروغ بوده هر چي گفته بر عكسش رو عمل كرده به احمدي نژاد گفته بود كه شما مجموعه اي افراط ها و تفريط ها هستيد و لي خدا وكيلي موسوي ديگه روي هيتلرم سفيد كرده ما نفهميديم قانون رو دوست داره يا نه ، غير قانوني تظاهرات مي‌كنه بعد جالبه انتقاد مي‌كنه كه مجوز چرا نمي دين . هر انتقادي كرده بود خودش انجام داده گذاشته گردن احمدي نژاد جالب اينجاست كه حالا بدهكارم شديم غير مستقيم مي‌گه ما تو اين اغتشاشات دخيليم ، رو نيست كه .... من ميگم جناب آقاي موسوي بي خيال شو شما با امام زمان داري مي‌جنگي اين مملكت مال امام زمانه فكر نكن داري حقتو مي گيري خودتم مي‌دوني كه دروغ ميگي، تو شهر كوچيك ما ، من خودم روز راي گيري از دوستام شنيدم كه آقايون از جاهايي پير مرد پيرزنهاي بي سواد رو مي آوردن براي موسوي راي بگيرن . البته شما مطمئنا مي گين اينا از ما نيست از شما هستن . خدا شما رو به راه راست هدايت كنه. شما فوق العاده ايد بخدا

*قبل از انتخابات همه از آقاي سبز خاطره خوشي داشتند اما الان جز سياهي چيزي برايش نمانده . اين همان حكمت خداست.

*اين رفتار هاي غير قانوني آقاي موسوي مظلوميت مقام معظم رهبري در دوران نخست وزيري موسوي و حقانيت آقاي دكتر احمدي نژاد را به همگان نشان داد

*خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان ...اين روزها حوصله هيچ كاري را ندارم و همه اش به خودم فحش مي دهم كه چرا راي دادم يا اينكه چرا به موسوي راي ندادم تا شايد راي مي آورد و الان اون 20هموطنم زنده بودند ديدين چكار سرمون اوردن وبا كشور آروممون چكار كردن واگذارت به جدت آقاي موسوي

*دوستي قبل از انتخابات مي گفت: كشور به حكيماني خردمند نياز دارد

حكيماني خردمند!
شهر را به آتش كشيده
مردم سالاري را ارج نهاده
عزت جهاني برايمان به ارمغان آورده اند!
با شعار كرامت انساني!
قانون گريزي نگران شان كرده است
و خواب روز و شب را از آنان گرفته است ...

*جناب آقاي موسوي با سلام و احترام، آيا وقت آن نرسيده كه شما از افراد و احزابي كه در 8سال دوره به اصطلاح اصلاحات كشور، نظام، اسلام، امام، مردم و رهبري را به بيگانگان فروختند و رنگ ننگ را بر خود زدند تبري جوييد و آيا واقعا وقت آن نرسيده تا شما نامه هايتان را به آنها ندهيد تا آنها عقده هايشان را تحت قالب الفاظ رنگارنگ و عوام فريب و با امضاي شما ننويسند و شما را به مقابله مستقيم با كليت نظام اسلامي بكشانند؟ به اميد بازگشت شما به خط قانون مداري

*با عرض تأسف بايد گفت كه نرود ميخ آهنين در سنگ! در خانه اگر كس است يك حرف بس است! اين آقا خودش را به اون راه زده! فكر كرده مردم نمي فهمند! دست پيش گرفته كه پس نيفته! همه اين چيزايي كه گفتيد مي دونه اما نمي خواد قبول كنه! لهم قلوب لايفقهون بها...

*سلام
من طرفدار موسوي هستم و خواهم بود
اگه شما ها كه مي‌گين تقلب نشده پس چرا دوباره راي گيري نمي كنيد؟
تا براي طرفداران موسوي ثابت بشه كه تقلب نشده
فقط كاري كنيد كه بعدش پشيمون نشيد
اگه الان كسي جلوي شما رو نگيره آخرت اونجا كسي هست كه جلوي شما رو كه مي گيرد
از خدا مي خوام كه به همه انسانها سلامتي بده
همين
موفق باشين

*خدايا پيش تو توبه مي كنم از راي دادن به اين سيد

*رهبرا از تو به يك اشاره
از ما به سر دويدن ...

آقاي موسوي كاري نكنيد كه به سرنوشت كساني دچار شويد كه مجبور به فرار از كشور شدند !

*شما اگه واقعا " بي طرفيد نظر منم بزاريد.چرا صدا وسيما اينقدر سانسور مي كنه و دروغ مي گه ؟اگه ترسي نداره چرا نمي ذاره موسوي بياد و حرفاشو بزنه؟

*آقاي موسوي قبل از انتخابات گفته بودند من يك اصلاح طلب اصولگرا هستم.مي خواستم بدونم اگر در آمريكا يك نفر بگويد من جمهوريخواه دموكرات هستم چند نفر آدم عاقل بهش راي مي دهد؟!

*اين آقايون نگاهي به كشورهاي اطراف بكنند ببينند كه به علت نداشتن ولي فقيه به چه بلايي گرفتارند چرا نعمت را نمي دانند از آقاي موسوي ميخواهم از حصار تنگ اطرافيان بيايند بيرون و با عينك ديگري نگاه كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:41  توسط  ياران  | 

وبلاگ «چرا آقاي موسوي؟» افتتاح شد.

اكنون با سه مطلب به روز است.

براي ورود اينجا را كليك كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:51  توسط  ياران 

صف بنديهاي مردمي و غير مردمي

عباس سليمي نمين در يادداشتي درباره نامه هاشمي رفسنجاني به رهبر معظم انقلاب مواردي را مطرح كرده است.

متن اين نامه به اين شرح است:

"بر فرض اين كه صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي شك بخشي از مردم و احزاب و جريان ها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش فشان‌هاي كه از درون سينه‌هاي تغذيه سوزان تغذيه مي شوند در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدان‌ها، در ميدان ها خيابان‌ها و دانشگاه ها مشاهد مي‌كنيم. "
نامه هاشمي رفسنجاني به رهبري

هر چند تا قبل از روشن شدن تركيب آراي به صندوق ها ريخته شده در روز 22 خرداد، با وجود پرجوش و خروش بودن رقابت‌هاي انتخاباتي، هيچ گونه نشاني كه شان فرهنگي اين ملت را مخدوش سازد بروز نيافت اما بر اساس پيش بيني‌ها، طراحان ناآرامي چشم به بهره مندي از شرايط روحي و رواني بخشي از ملت كه نامزدشان نتوانسته حائز اكثريت آرا شود، داشتند. در اين زمينه بايد اذعان داشت اهداف سياسي برخي زماني به بهترين وجه محقق مي گردد كه در صوف يكپارچه ملت خلل وارد آيد. داشتن سلائق، گرايش‌هاي فكري و ... از الزامات يك جامعه پويا و زنده است. شرط رشد نيز برقراري تعاملي منطقي بين صاحبان نظرات و ديدگاه هاي مختلف پاي بند به مصالح ملي است. شرايط قبل از روز راي گيري از اين رو بسيار مسرت بخش بود كه حتي در درون خانواده ها دارندگان نظرات مختلف به بحث با يكديگر مي‌پرداختند. اما از آنجا كه ورود جامعه ايران به چنين وادي مباركي رشد سريعي را موجب مي شد بدخواهان ملت و كساني كه از رشد آگاهي‌ها در جامعه زبان مي ديدند، در صدد بر آمدند بخشي از مردم را بازنده ترسيم كنند تا بتوانند از احساسات جريحه دار شده آنان بهره گيرند.
به طور مسلم در رقابت انتخاباتي به عظمت آنچه منجر به 22 خرداد شد، همه ملت برنده بود (چه آنان كه نامزدشان حائز اكثريت آرا شده بود و به چه آنان كه اقليت چشمگيري محسوب شدند) زيرا بدون اغراق هر گرايشي فرصتي استثنايي يافته بود تا سخن خود را با مردم در ميان گذارد. شكل گيري اين آگاهي عظيم در واقع ناشي از نزديك شدن انتخابات به ماهيت اصلي خود بود. البته اين بدان معني نيست كه همه آنچه از جانب كانديداها و هواداران مطرح شد، صحيح و بي نقض بود بلكه سخن از آن است كه در فضايي باز و در گفت و گوهاي رو در رو انتقادات جدي و بي پرده مطرح مي شود قانون نيز براي آنچه به خطا مطرح شده مكانيزمي براي پيگيري پيش رو قرار داده است. در اين ميان برخي كه اين فضا را بر نمي‌تابند رسما قبل از انتخابات آگاهانه يا ناآگاهانه چراغ سبزي به بدخواهانه ملت براي مخدوش ساختن تعاملات سازنده دادند. علاوه بر آن تدارك غير منطقي ساختن رقابت‌ها نيز فراهم شد.
بعد از مشخص نتايج انتخابات كانديداها مي بايست با در نظر گرفتن تهديدات مطرح شده از بيان هر گونه سخن متاثر از نا كامي اجتناب مي ورزيدند تا صفوف هواداران آنان با كساني كه از آگاهي ملت رنجورند و همچنين با بدخواهان ملت در همه نياميزد. متاسفانه برخي تندروي ها از هر دو سو موجب شد تا مخالفان بسط آگاهي و بدخواهان استقلال ايران عملا صحنه گردان شوند براي نمونه مديريت غير قانوني دانشگاه آزاد (كه از گسترش آگاهي‌ها بسيار هراسناك است) نامرماني مدني!! را ترويج مي كند و از ديگر سو جريان مجتمع شده حول رسانه وابسته به انگليس (به عنوان دشمن سر سخت استقلال ايران) خط اغتشاش را دنبال مي كند تا ثابت نمايد ملت ايران لياقت و رشد لازم را براي بهره گير ي درست از فضاي باز را ندارد. متاسفانه هر دو اين جريانات، نيروها و تشكيلاتي را در اختيار دارند در گذشته اين توانمندي خود را در سطح محدود به اثبات رسانده اند اما اكنون درايت و هوشمندي حائزان اكثريت و اقليت آرا در معرض قضاوت قرار گرفته است. قطعا از آنجا كه جريان غير پيروز در انتخابات نيز جنسي متفاوت از مخالفان بسط آگاهي و بدخواهان ملت ايران دارد. بنابراين در چنين شرايطي از هر عملي كه تشخيص مرز بندي ها را دشوار مي سازد بايد به شدت پرهيز كند. بيان مطلب برخورنده از جانب نامزد اكثريت و بي توجهي به بستر هاي قانوني از جانب نماينده اقليت، خطاي فاحشي محسوب خواهد شد.اگر مصالح خويش را در چارچوب مصالح جامعه پي مي‌گيرم مي بايست حاكميت قانون را تقويت كنيم.
همچنين هواداران را بايد از عوامل كساني كه سالهاست خود را برتر از قانون پنداشته‌اند جدا ساخت. در اين دوره از انتخابات قشر خاموشي كه به دليل مايوس شدن از اجراي عدالت از صحنه دور شده بود بعد از مشاهده مناظره‌ها و بويژه بعد از تهديدات آقاي هاشمي رفسنجاني، مصمم به ميدان آمد تا جريان عدالت طلبي را تقويت كند.
بنابراين تلاش برخي گروههاي سياسي براي استفاده از قشر خاموش نتيجه مورد نظر آنان را عايد نساخت بلكه قسمت اعظم قشر خاموش با راي خود در مقابل تهديدات صف آرايي كرد. اين مسئله به ويژه در شهرستان هاي محروم معادله رقابت را به نفع يك كانديدا به شدت بر هم زد. نبايد مردم را محدود به اطرافيان يا مركز نشينان يا مرفهين پنداشت. اين پنداره‌ها به توهمات انتخاباتي (كه اطرافيان ايجاد مي‌كنند) دامن مي زند در اين ميان به نظر مي‌رسد دست اندركاران اداره جامعه متاسفانه براي تشريح راهكارهاي پياده سازي تهديدات توسط زيان ديدگان از افشاگري ها براي مردم آمادگي لازم نداشتند در حاليكه از قبل از انتخابات رسما و كتبا اين مسائل مطرح شده بود اين عدم آمادگي موجب گشت تا از يك سو عوامل مشكوك به ايفاي نقش بپردازند و روابط اقشار مردم را با يكديگر تيره گردانند و فضاي عقلانيت را مخدوش سازند و از ديگر سو برخي از صاحبان اقليت آرا خواسته يا ناخواسته يا تهديد گران و بدخواهان ملت در آميزند و در چارچوب قانون مطالبات خود را پي نگيرند اكنون به نظر مي رسد پس از تحميل شدن هزينه‌هاي كلان مادي و حيثيتي بر ملت ايران فضاي عقلانيت در ميان احزاب رو به تقويت است لذا همه دلسوزان كشور بايد بدانند قانونگرايي تنها راه حفظ منافع عمومي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:28  توسط  ياران  | 

دستگيري 5 جاسوس درجريان اغتشاش روزشنبه

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، جوان نوشت؛ بنا بر اخبار دريافتي در اغتشاشات روز شنبه دو جاسوسي آلماني، يك جاسوس انگليسي و دو جاسوس فرانسوي دستگير شده‌اند.
همچنين درجريان آشوب روزشنبه عوامل اصلي در اين زمينه دستگير شده‌‌اند كه ضاربان اصلي كشته‌شدگان نيز جزء آنها هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:18  توسط  ياران  | 

سازمان اوقاف و امور خيريه هتك حرمت مسجد را در آشوب‌هاي اخير محكوم كرد

به نقل از روابط عمومي و امور بين الملل سازمان اوقاف و امور خيريه در اين بيانيه آمده است: متاسفانه طي روزهاي اخير شاهد وقايع و حوادث تلخ و تاسف باري هستيم كه بي شك با هدايت و راهبري دشمنان انقلاب اسلامي و استكبار جهاني به سركردگي آمريكا و انگليس در كشور عزيزمان در حال وقوع است.
در بخش ديگري از اين بيانيه با اشاره به دسيسه‌هاي دشمن براي ناامن كردن كشور و تلخ كردن كام ملت آمده است: دشمنان قسم خورده نظام اسلامي با دندان‌هاي تيز كرده امروز در كمين نشسته‌اند تا از فضاي غبار آلوده كشور، فرصت طلبانه ماهي مقصود خود را صيد كنند و انتقام شكست‌ها و ناكامي‌هاي گذشته خود را از مردم و حكومت اسلامي بگيرند غافل از اينكه به فضل خداوند متعال و با حضور آگاهانه امت حزب الله اين خواب شيطاني هرگز تعبير نخواهد شد.
اين بيانيه تصريح مي‌كند پس از فرمايشات بسيار مهم و حساس و روشنگرانه مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه اخير تهران كه فصل الخطاب همه تصميم گيري‌ها و اتمام حجت بر همگان مي‌باشد انتظار اين بود كه معترضين به روند انتخابات و جريانات سياسي و حاميان آنها با محوريت قرار دادن فرمايشات معظم له موارد مورد نظر خويش را در چارچوب قوانين كشور و نه با اردو كشي خياباني و ايجاد شرايط اغتشاش و آشوب و درگيري پيگيري مي كردند.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: متاسفانه عمل نكردن به اين توصيه‌ها و نصايح حكيمانه نتيجه و ثمره‌اي جز آتش زدن مساجد اماكن مقدسه و تخريب اموال عمومي و ... به نام حق خواهي نداشته است كه طي روزهاي اخير شاهد موارد بسياري از اين دست بوده‌ايم.
سازمان اوقاف و امور خيريه ضمن اعلام محكوميت شديد اين رفتار خائنانه به همه ترتيب دهندگان اين گونه تجمعات و آشوب‌ها هشدار مي‌دهد كه مسئوليت اين اغتشاشات، آشوب‌ها تخريب‌ها و خونريزي‌هاي احتمالي متوجه آنان بوده و در محضر خداوند متعال و بقيه الله الاعظم و در پيشگاه ملت رشيد و بزرگوار كشور عزيزمان مقصر و ملزم به پاسخگويي درباره اعمال ننگين خود خواهند بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:16  توسط  ياران  | 

فائزه هاشمي آزاد شد

به گزارش خبرنگار سياسي فارس، با توجه به رسانه‌اي شدن حضور فائزه هاشمي و ساير بستگان هاشمي رفسنجاني در تجمع غير قانوني روز شنبه خيابان آزادي، نيروهاي امنيتي با هدف حفاظت آنان از آسيب احتمالي عناصر آشوبگر و گروهكي، اين افراد را بازداشت و از محل حادثه دور كرده بودند.
اين گزارش مي‌افزايد: چهار عضو ديگر خانواده هاشمي، قبل از فائزه آزاد شده بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:5  توسط  ياران  | 

آقای رییس‌جمهور، می‌شود باران باشید

نامه ي فرزاد جمشیدی مجري صدا وسيما به رئيس جمهور منتخب ايران:

جمعه ای که گذشت نه میرزاده عشقی زنده بود و نه شهریار!

اما آنها که زیر سقف بارانی آسمان جمعه نفس کشیدند ، عاشق تر از ایده آل عشقی (1)، در این اوایل گل سرخ و انتهای بهار ، حسرت حیدر بابای شهریار را روایت کردند تا دور از هیاهوی سیاست ، سینه آسمان از یالان دنیای غزل سرای آذربایجان سرریز شود و کتاب پر برگ ابرها، آیه های بارانی 22 خرداد را بر زمین نازل کند:

- حیدربابا ! دنیا دروغ است مگر اینکه مردمش به هم راست بگویند!
دست باران، صورت تهران را شست خیابان هایی که چندین شب از همهمه رنگ ها، بی خواب شده بودند مقدم باران - این مهمان بی رنگ - را گرامی داشنتد دیوارهایی که از تپش تبلیغات ، به لکنت آمده بودند، از شعر خیس باران زبان گرفتند. حرفهای درشتی که از دهان هواداران نامزدهای انتخاباتی درآمده و زمین گیر شده بودند، مثل یک حباب، کلاه از سر برداشتند و تا چهار نامزد پست ریاست جمهوری از خط پایان بگذرند، لشکر باران پایتخت ایران را فتح کرد. روز نبود، شب بود اما خبر آنها که دلشان را در دست گرفتند تا وطنشان زنده بماند آفتابی تر از آن بود که برای انتشار ، منتظر روزنامه ها بماند! آخر خبر مهمی است اینکه 40 میلیون نفر در جمعه 22 خرداد پیش شماره چهار سال مسئولیت رییس جمهور ایران را روی دکه دلها گذاشتند!

جمعه 22 خرداد سرزمین من با هزاران ریه روشن امیدواری نفس کشید، چیزی از جنس نشاط ، انگار برف بی تفاوتی را آب کرد و قصه زندگی ، دور از صدای سیاست ، در سینه این فلات گسترده تازه شد.

جمعه "سهراب" زنده نبود تا ببیند «قطار سیاست » چندان هم خالی نمی رود، وقتی مردم خوب می دانند آنچه از صندوق ها بیرون می آید فقط یک انتقال قدرت نیست، بلکه واگذاری «خلعت خدمت» است.

جمعه "اخوان" زنده نبود تا بداند برادرانه تر از این نمی شد ، «این کهن بوم و بر» را دوست داشت و پای این سند دوستی را با سبابه حق انتخاب مهر کرد.

جمعه " سیاوش کسرایی" زنده نبود اما آرش هایی که با هر رای «تیر توفیق» یک نامزد را به پرواز درآوردند، «زندگی زیباست» را از لب صندوق های رای پر آوازه کردند.

جمعه بارانی جای خود را به شنبه آفتاب داد ! «مجریان خبر » پر مشتری تر از همیشه با اعلام هر برگ رای ، شادی را به اردوگاه کاندیداها آوردند. نمی دانم چه کسی «پر پیامک ها» را چیده بود ولی هر رادیو و تلویزیون ، یک گنجه پر از کبوتر خبر شد تا بالاخره همای اقبال بر دوش یک نفر نشست:
محمود احمدی نژاد

***
آقای رییس جمهور! سلام
من امروز تصمیم گرفتم با جوهر جمعه ها برای تو نامه بنویسم. یادت هست چه جمعه هایی را از سر گذرانیده ایم؟
جمعه ها و شعر بلند نماز در خیابان های پر سجاده ، جمعه ها و تشییع « شمشاد قامتان» تا باغ شهادت؛ جمعه و گیسوی پریشان زنجیرهای عاشورا؛ جمعه و نغمه داودی زبان های روزه دار که در «روز قدس» ستاره صهیون را نگون می خواهند... جمعه ها و شهنامه یکدلی ایرانیان در بحر متقارب خیابان آزادی.

آقای رییس جمهور!
من برای شما نامه می نویسم . شما که درون قاب عکس تبلیغات به من لبخند زدی تا دل به وعده ها و برنامه هایت بسپارم و با قدرت برگ رای خود ، تو را زودتر به پایان ماراتن مبارزه انتخاباتی برسانم.
نمی دانم در این کیل کشیدن های اهل سیاست، صدای مرا می شنوی؟ منی که شتک خون بر پیرهن سیاه ژاله ام... منی که ادامه همان ستاره دنباله داری هستم که خنده کارون را به خرمشهر برگرداندند.
کلی خون دل خوردم تا در میان این غبار کدورت های جناحی، خودم را به تو برسانم تا مطلب مهمی را بگویم: غم تلخی است این که « مردم انقلاب ما» گوش خود را به صدای آمریکا بسپارند و از آدم های نیم وجبی تحلیل های یک وجبی تحویل بگیرند!

آقای احمدی نژاد!
«انتخابات» تمام شده اما « انتظارات» تازه شروع شده! شما مثل دیگران کابینه تعاونی ندارید! وام دار قارون ها نیستید. سپاه ابن نحصی را راه نیانداختید تا ملک ری ، وعده بدهید! خیمه ستادهایتان ، قلب مردم بوده اما بعضی با «توهم سبز» یا «توطئه سیاه» می خواهند میان این قلبها دیوار بکشند.

آقای رییس جمهور!
80 درصد از واجدین شرایط رای دادند ، روز جمعه در خانه نماندند . آمدند و رشته تئوریسین های غربی را پنبه کردند. این 80 درصد همانقدر در استفاده از آب و خاک ایران آزادند که آن بیست درصد...
ولی آیا یادمان می ماند دشمن سنگ خورده ای که از دست این این جمعیت نزدیک به چهل میلیون به کنا نشسته ، ناامید نشده و اگر از راه «تحریم انتخابات» سودی نبرد از تنور « اغتشاشات » نانی برای سیر کردن شکم گرسنه خود پیدا خواهد کرد؟!

آقای رییس جمهور!
ما ایرانی هستیم. تمدن هایی که در رگ های گیتی شناور شده اند از دل این خاک روییده اند! ما طعم اشک ها و لبخند های این سرزمین را چشیده ایم. تاریخ برای ما خواندن نبود، خواستن و زندگی کردن بود.
ما قطعه قطعه خشت های دموکراسی را وارسی کرده ایم تا در این سی سال انتقلاب برای خود پرچینی فراهم آورده ایم. بدون اشتباه هم نبودیم ولی به یکدیگر « فرصت شکست» و «مهلت آشتی» داده ایم... و این ها همه ، قشنگی های سایه روشن آزادی در کشور ماست.
درست است که همگی به خوش خطی رهبری نیستیم اما زنده باد ایران را قبل از نوشتن هزاران بار گریسته ایم.

آقای رییس جمهور !
رهبر ما دولت شما را « دولت عدالت و امید»2 نامید ، بیایید دشمن را ناامید کنید!
شما که کعبه دلها را فتح کرده اید بیایید با « نژاد احمدی» خود عطر انقلاب گل محمدی را هم به مشام برسانید. به شیوه پیغمبر محبوب خدا (ص) ببخشید ، عفو کنید همه آنها را که به شما توهین کردند.
به ما سلام کردن بیاموزید ؛ سلام کردن به همه آنها که در ورزشگاه آزادی ؛ با تندر حرفهای تند خود علیه محمود احمدی نژاد ، اتفاقاً اولین چیزی را که حبس کردند، همین آزادی بود!
به آن کارگردان سینما بیاموزید، کارگردان صحنه سبز سیاست چه کسی غیر از دشمن بود وقتی به تو یاد داد که رییس جمهور سربلند ایران را کوچک بخوانی!
به آن بازیگر پرده نقره ای بیاموزید یک سکانس از سخاوت بارانی رییس جمهوری که مثل علی(ع) در کوچه های بی سلام می گردد و میوه شیرین عفو و رحمت ، تعارف می کند؛

آقای رییس جمهور!
من دوباره به تو رای دادم چون دانستم اتومبیلت، شیشه دودی ندارد که بین من و تو فاصله بیندازد... چون شناختمت که وعده هایت سنجاقکی نیست روی «در باغ سبز» جا خوش کند. چون عکس تورا جای تصویر عاشق ترین زندگان وطن - یعنی شهیدان- گردن آویز خیابان ها دیده ام.
از تو می خواهم قدر قدرت عاطفه این ملت را بدانی که مثل یک رود خروشان پشت سد سکوت ایستاده اند تا تو قدرت پیدا کنی و بدانی که اگر مشکلات همه چیز را بترکاند. دانه های انار دل ما را از هم جدا نخواهد کرد.
شرم باد شرم باد از ما اگر در کنار تو کوه غم را از سینه هموطنان برنداریم!
دور باد دور باد از ما اگر بشقاب های ماهواره ای دشمن ، سر سفره آسمانی وحدت ملی ما جایی پیدا کنند.

آقای رییس جمهور !
اول این یادداشت را با قطره های باران آغاز کردم.
می شود شما هم مثل باران ، بی دریغ باشی نسبت به دوستان و دشمنانت؟
می شود به اطمینان این چند میلیون دل آبرومند، به همه نشان دهی در اردوگاه محمود احمدی نژاد برای همه، جا هست؛ همه آنها که ایران را دوست دارند و می دانند کابینه احمدی نژاد سینه همه ایرانیان است.
ما به روی هم هفت تیر نمی کشیم ! ما با دلهای خودمان «دوئل» نمی کنیم! نه قبله نمای رهبری را فراموش کرده ایم و نه پیشانی دشمن را از یاد گلوله هایمان برده ایم.

آقای رییس جمهور!
بارانی شوید... سلیمانی پیشه کنید. همه را به اردوگاه خود دعوت کنید . ولو از شما نپذیرند. برای ماندن در حافظه تاریخ از همه گروهها مدد بگیرید جبهه متحد اصولگر یعنی جغرافیای ایران و « پازل قدرت شما» وقتی تکمیل خواهد شد که بازهم این رگه های اصولگرایی را هرچند اندک در میان جناحها و سلیقه ها کشف کنید.
بگذارید همگان باور کنند این جمله شما را:
کسی که انتخاب شده رییس جمهور همه ملت است؛ چه آنهایی که به او رای دادند و چه آنها که انتخابش نکردند!
میرحسین موسوی را بادغدغه های فرهنگی و هنری اش، محسن رضایی را با دکترین عالمانه اقتصادیش، مهدی کروبی را با صداقت سیاسی اش به کار بگیرید.
باران جمعه 22 خرداد ، خط خاتمه همه عبرتها بود؛ شما هم مثل باران بشویید، ببخشایید و برویانید.

آقای رییس جمهور!
به همه نشان دهید اراده بارانی شما قحطی مناقشه های سیاسی و کویر کمبودها را پایان می دهد. بعد از این پیروزی شیرین ، مردم از شما عیدی می خواهند، چه عیدی بهتر از بخشش؟!
از حامیان خود بخواهید در خانه هواداران رقیب را بکوبند ؛ یک جلد کلام الله مجید و یک پرچم ایران ، هدیه بدهند. خودتان هم «پیش قدم» شوید.
حرف من سکه ای است که یک رویش ، سیاه شدن روی دشمن و روی دیگرش طلای تبسم رهبری است که درباره دولت شما فرمودند:
ممکن است شماها نتوانسته باشید - یا تا آخر هم نتوانید - همه آنچه را که در مورد «عدالت» می باید انجام داد، انجام دهید لکن نفس رویکرد شما به عدالت ، چیز باارزشی است. هر مقداری که می توانید بایستی حرکت کنید.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نجویم به «قدر وسع» کوشم.3

زیاده ملالت است
پانوشت ها:
1- میرزاده عشقی(1312 ه.ق تا 1342 ه.ش) شاعر آزاد اندیش ایران و اشاره به سرود ایده آل و تابلوی مرگ مریم که از مشهورترین آثار اوست.
2- دیدار اعضای هیئت دولت با مقام معظم رهبری 04/06/86
3- همان

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:18  توسط  ياران  | 

وبلاگ «چرا آقاي موسوي؟» افتتاح شد.

اكنون با سه مطلب به روز است.

براي ورود اينجا را كليك كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:8  توسط  ياران 

برخي كانديداها اعتراضشان به استفاده اجباري از خودكار است

عباسعلي كدخدايي درباره آخرين بررسي‌هاي شوراي نگهبان از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با اشاره به وظايف قانوني شوراي نگهبان در امر نظارت بر روند انتخابات بيان داشت: مطابق قانون، شوراي نگهبان نظارت جدي و دقيقي را از آغاز به كار انتخابات تاكنون داشته و سعي ‌كرده است در مهلت زماني بررسي انتخابات با حساسيت بيشتري موضوع را پيگيري كند.
وي درباره حضور نمايندگان كانديداها در شعب اخذ رأي گفت: مطابق قانون هريك از نامزدها مي‌توانند نمايندگاني را براي استقرار در شعب اخذ رأي معرفي كنند به شرطي كه نمايندگان كانديداها در انجام وظايف ناظرين و مجريان دخالت نكنند و در صورت مشاهده هرگونه تخلف آن را به ناظر گزارش و يا به خود كانديدا ارائه كنند.
وي افزود: شوراي نگهبان در اين دوره از انتخابات براي اعتمادسازي و به صورت داوطلبانه و گسترده موافقت كرد نمايندگان كانديداها در صندوق‌هاي اخذ رأي در سراسر كشور مستقر شوند و طبعاً گزارش‌هاي كانديداها در مورد تخلفات احتمالي مورد استناد شوراي نگهبان بوده است.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان در خصوص حجم گزارش‌ها و اعتراضات انعكاس يافته كانديداها براي بررسي شوراي نگهبان اظهار داشت: در روز اول فرصت زماني ارائه اعتراضات،شكايات مطروحه به صورت كلي و ناظر بر تبليغات قبل از انتخابات، استفاده از امكانات دولتي در انتخابات و مسائل كلان و غير مستند بود كه از كانديداها درخواست كرديم اعتراضات خود را مستندتر بفرستند كه در روز بعد يكي از كانديداها 600 و ديگري 100 مورد تخلف براي شورا ارسال كردند.
بنابه گفته سخنگوي شوراي نگهبان گزارش‌هاي كانديداهاي معترض در اين مرحله مربوط به اخراج نمايندگان كانديداها از برخي صندوق‌هاي اخذ رأي، توزيع تعرفه و كمبود آن در برخي شعب، اجبار مردم در استفاده از خودكار در شعب اخذ رأي و خريد و فروش رأي در برخي صندوق ها بوده است.
كدخدايي درباره ترديد برخي كانديداهاي معترض نسبت به فرم‌هاي 22 و 28 انتخابات نيز بيان داشت: شوراي نگهبان براي اطمينان‌بخشي با دقت در حال بررسي موضوع است و جلسه‌ فوق‌العاده‌اي روز شنبه كه با دعوت از نمايندگان كانديداهاي معترض در شوراي نگهبان برگزار شد مويد همين موضوعات بود.
وي ادامه داد: علي‌رغم اينكه براي دعوت از كانديداها و نمايندگان آنها جهت حضور در شوراي نگهبان و بررسي شكايات، تكليف قانوني نداريم اما با هدف اطمينان‌بخشي، اعتمادسازي و به صورت كاملاً داوطلبانه براي بار دوم از خود كانديداهاي معترض دعوت كرديم كه در جلسه شورا حضور پيدا كنند اما متأسفانه فقط يك نفر (آقاي رضايي) شركت داشتند.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان گفت: آقاي رضايي در اين ديدار درخواست داشتند كه در چند استان مورد نظر صندوق‌ها بازشماري شود كه با موافقت شوراي نگهبان قرار شد صندوق‌ها به صورت تصادفي در استان‌هايي كه مدنظر ايشان بود بازشماري شود.
كدخدايي ادامه داد: اين كانديدا نمايندگان خود را براي نظارت بر امر بازشماري اين صندوق‌ها معرفي كرده كه اميدواريم در ظرف زماني يك روز كار بازشماري انجام شود.
به گفته وي چنانچه پس از بازشماري تصادفي آراي صندوق‌ها تخلفات به قدري باشد كه سرنوشت انتخابات در آن حوزه را تحت‌ تأثير قرار دهد حاضريم بقيه صندوق‌ها در آن حوزه را نيز بازشماري كنيم چرا كه شوراي نگهبان مطابق وظيفه قانوني شفاف عمل مي‌كند و چيزي را از مردم پنهان نمي‌كند.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان درباره پيشنهاد شورا در بازشماري 10 درصدي صندوق‌هاي راي به صورت تصادفي نيز خاطرنشان كرد: اين پيشنهاد فقط جهت اعتمادسازي بوده و هيچ تكليف قانوني براي شوراي نگهبان دراين باره نيست.
كدخدايي افزود: براي اين كار تاكنون آقاي رضايي اعلام آمادگي كرده و چنانچه 2 كانديداي ديگر نيز صندوق‌هاي مورد نظرشان را اعلام كنند با استفاده از نيروهاي آموزش ديده كه در اختيار داريم آماده‌ايم در زمان كوتاه بازشماري 10 درصدي را آغاز كنيم.
سخنگوي شوراي نگهبان در بخش ديگري از گفت‌وگوي خود با برنامه ويژه خبري صداوسيما از شبكه دوم از اعزام هيئت سه نفره از سوي شوراي نگهبان به وزارت كشور براي بررسي ميزان ارسال تعرفه‌ها به استان‌ها و شهرستان‌ها و ميزان باقيمانده تعرفه‌ها، قرارداد چاپ و نحوه توزيع تعرفه در شعب اخذ راي خبر داد و افزود: در چندين مورد از وزير كشور در خصوص ساعات اخذ رأي، ميزان تعرفه و ديگر موارد مطرح شده از سوي كانديداهاي معترض سؤال كرديم كه وزير كشور توضيحاتي را در اين خصوص ارائه كرده است.
به گفته وي وزارت كشور بنابه درخواست شوراي نگهبان آمار جزئي صندوق‌ها را نيز تحويل شوراي نگهبان داده تا براي اطمينان بيشتر از صحت با اطلاعات و آمار شوراي نگهبان مطابقت داده شود.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان در خصوص اعتراض برخي نامزدها نسبت به زياد بودن تعداد آراي اخذ شده نسبت به واجدين شرايط رأي دادن در برخي از حوزه‌هاي انتخابيه گفت: تعداد اعلام شده از سوي كانديداها بين 80 الي 170 شهر بود كه نادرست است؛ اين آمار حدوداً مربوط به 50 شهر است كه مجموع آراي آن اگر قريب 3 ميليون رأي باشد و شايد اگر هم بنا به درخواست كانديدايي به صورت تصادفي بازشماري شود تغيير چنداني در سرنوشت انتخابات نداشته باشد، اگرچه ما سعي مي‌كنيم براي قانع شدن معترضين بررسي دقيق‌تر و پاسخ شفاف ارائه دهيم.
كدخدايي موضوع اضافه بوده تعداد آرا در برخي شهرها نسبت به تعداد واجدين شرايط راي دادن را با توجه به نبود منع قانوني رأي دادن افراد از استاني به استان ديگر در انتخابات رياست جمهوري، تركيب جمعيتي برخي شهرها به جهت مهاجرپذير بودن، نيز مناطق ييلاقي و نقاطي همچون منطقه يك و 3 تهران كه از جهت جمعيتي قابل تفكيك نيستند را امري طبيعي دانست و در عين حال خاطرنشان كرد: با اين حال قرار شد كارشناساني از شوراي نگهبان را براي بررسي دقيق‌تر موضوع به مركز آمار معرفي كنيم تا گزارش شفافي در اين خصوص ارائه دهند.
سخنگوي شوراي نگهبان بار ديگر از كانديداهاي معترض درخواست كرد كه شكايات خود را از طرق قانوني پيگيري كنند تا شوراي نگهبان براساس وظيفه قانوني نسبت به آن اقدام كند.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان افزود: شوراي نگهبان آمادگي دارد براي بار ديگر جهت استماع اظهارات 2 كانديداي معترض ديگر كه شنبه فرصت حضور در اين شورا را از دست دادند از آنان دعوت كند در شوراي نگهبان حضور يابند و موارد خود را مستنداً مطرح كنند.
كدخدايي با اشاره به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير مبني بر اينكه هر 4 نامزد انتخابات جزو خانواده انقلاب و جمهوري اسلامي ايران هستند گفت: درهاي شوراي نگهبان را به روي همه نامزدها باز كرديم و از هرگونه نظرات آنان استقبال مي‌كنيم.
سخنگوي شوراي نگهبان مشاركت 85 درصدي مردم در اين انتخابات را بي‌نظير خواند و خواستار آن شد كه معترضين با استفاده از ابزارهاي قانوني شكايات خود را پيگيري كنند تا قدر و منزلت حضور حماسي مردم حفظ شود.
كدخدايي با استناد به تقديرنامه‌هاي متعدد رؤساي ستادهاي انتخاباتي كانديداها و هواداران برخي كانديداها به هيئت‌هاي نظارت و دفاتر استاني و شهرستاني شوراي نگهبان گفت: اين موضوع مؤيد آن است كه شوراي نگهبان تلاش‌هاي زيادي براي بهتر برگزار شدن انتخابات به كار بسته است.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان اعلام كرد: مطابق قانون، شوراي نگهبان 7 الي 10 روز از پايان زمان اخذ شكايات فرصت بررسي انتخابات را دارد كه براين اساس تا روز چهارشنبه فرصت باقي است تا اعلام‌نظر نهايي درباره دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري صورت گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:5  توسط  ياران  | 

دانشجويان بسيجي خطاب به موسوي: آتش اين فتنه دامن شما را خواهد گرفت

بسيج دانشجويي دانشگاه هاي استان تهران در نامه‌اي اعتراض آميز خطاب به "ميرحسين موسوي" تصريح کردند: اگر اين روند را ادامه دهيد آتش اين فتنه دامن شما را هم خواهد افروخت.

در اين نامه سرگشاده که روز يکشنبه در اختيار ايرنا قرار گرفت، خطاب به موسوي آمده است: پيش از اين پندار ما اين بود که بينش شما بينشي عميق و درکي صحيح ازمسايل سياسي - اجتماعي بوده وفرمايشات مقام معظم رهبري را به عنوان ولي فقيه فصل الخطاب قرار خواهيد داد. اما دريغ و صددريغ از کوته‌نظري،‌ جمودانديشي، تنگ نظري و قانون گريزي جنابعالي.
در اين نامه تاکيد شده است: آقاي موسوي! چگونه يکي از ارکان مورد تاييد و تاکيد امام (ره) و انقلاب و رهبري، يعني شوراي نگهبان را زيرسوال مي بريد و آن را به دروغ گويي متهم مي کنيد و خود را داعيه دارخط امام مي‌دانيد واين درحالي است که اگرادعاي شما مبني برعدم بي طرفي شوراي قانوني نگهبان صحه گذاشته شود، کشور دچار آنارشيک و هرج و مرج خواهد شد.
در اين نامه اضافه شده است: عده‌اي مي‌گويند ما مجلس را قبول نداريم، قوه قضاييه را قبول نداريم، نيروي انتظامي را قبول نداريم،‌ شما (شخص آقاي موسوي) را قبول نداريم و محارب نظام مي دانيم. چه اسنادي براي سخن بي اساس خود داريد ؟ چرا نمي خواهيد به خاطرعصبانيت و عقده‌هاي شخصي به قانون گردن بنهيد؟ مگرمقام معظم رهبري نفرمودند که مطمئن باشيد جمهوري اسلامي به راي مردم خيانت نخواهد کرد.
دانشجويان بسيجي با طرح اين سوال از موسوي که "چرا خود را کم کم از صف نيروهاي انقلاب خواسته يا ناخواسته تحت تاثيرعده اي دور مي‌کنيد؟" آورده‌اند: چرا با به خيابان آوردن مردم موجبات سنگربندي و ايجاد فضاي امن براي منافقين و سايردشمنان نظام را فراهم آورده‌ايد؟ چرا با لجبازي موجب آسيب ديدن اموال عمومي، کشته شدن شهروندان و برهم زدن نظم عمومي مي‌شويد؟ چرا به جاي تمکين به قانون، بيانيه‌هاي تنش زا صادر مي‌کنيد؟ چرا با دهن کجي به مردم راي مردم را ناديده مي گيريد ؟ چرا با عوام زدگي انتخابات را با نگاه به جمعيت طرفدارانتان که دور و برتان جمع مي شوند مورد ترديد قرار داده و برچسب تقلب به آن مي زنيد؟
در اين نامه اضافه شده است: چرا با وجود قانون باز برخواسته غيرمنطقي وغيرمعقول خود يعني ابطال انتخابات پافشاري مي‌کنيد؟ چرا برخلاف اين فرمايش امام که حفظ نظام اوجب واجبات است ارکان نظام را براي کسب قدرت خويش به خطر انداخته ايد؟ چرا به ظاهر در بيانيه خود اعلام مي داريد که به خود اجازه نخواهيد داد تا با عمل خود جان کسي در معرض خطر قرار گيرد ولي در واقع به چنين کارهايي دست مي زنيد ؟ دانشجويان بسيجي در نامه خود تصريح کردند: بدانيد که فرداي قيامت پاسخگوي همه اينها و هزاران چراي ديگر خواهيد بود و به اين فکر کنيد که چرا دشمنان اين نظام (آمريکا، انگليس، فرانسه و ....) با شما همراه شده اند؟ و اگر امام (ره) مي بود چه موضعي در مورد اين رويکرد جنابعالي مي گرفت ؟ آقاي موسوي به خود بياييد و به اين سخن امام که فرمودند: به خيل عظيم ملت بپيونديد جامعه عمل بپوشيد، و مطمئن باشيد که اگر اين روند را ادامه دهيد آتش اين فتنه دامن شما را هم خواهد افروخت.
ما دانشجويان بسيجي دانشگاههاي استان تهران ضمن محکوميت اين اين رفتارها و به عنوان بخشي از حافظان ارزشهاي انقلاب هشدارمي دهيم دئر صورت ادامه چنين رويکردهايي به طورد خواستارمحاکمه و اشد مجازات جنابعالي به عنوان برهم زننده نظم و به خطر انداختن کيان اين نظام از مراجع قانوني و ذي صلاح خواهيم برد .

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:1  توسط  ياران  | 

جان لاين خبرنگار دائم شبکه BBC از ايران اخراج شد

در بيانيه معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد، حمايت و تحريک غيرمستقيم آشوبگران براي ادامه تخريب اموال عمومي و خصوصي طي روزهاي گذشته ، تلاش براي تاثيزگذاري غلط بر افکار عمومي با استفاده از شگردهاي رسانه اي و جنگ رواني و ارسال اخبار جعلي و خلاف واقع و استفاده غيرقانوني از برخي افراد داخلي در راستاي اهداف اين شبکه ، از جمله دلايل اخراج خبرنگار شبکه BBC از ايران اعلام شده است.
در اين بيانيه همچنين تصريح شده، معاونت امور مطبوعاتي وزارت ارشاد با احضار "جان لاين" خبرنگار دائم BBCدر تهران ، مراتب اعتراض شديد خود را نسبت به عملکرد مزورانه بخش فارسي بي بي سي که مصداق دخالت آشکار در امور داخلي جمهوري اسلامي ايران را به وي ابلاغ کرده است.
دراين بيانيه تصريح شده، درهمين ارتباط به وي اعلام شده چنانچه شبکه هاي مختلف موسسه راديو و تلويزيون انگليس با پخش اخبار جعلي و دروغين در مورد ايران ، دخالت در امور داخلي کشورمان را ادامه دهند و يا منشور اخلاق بين المللي خبرنگاري را ناديده بگيرندف اقدامات جدي تري بعمل خواهد آمد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:39  توسط  ياران  | 

موسوي خبر رسانه هاي خارجي مبني برحضورش دراغتشاشات ديروز را تکذيب کرد

به گزارش ايرنا به نقل از قلم يک منبع آگاه اخباري مبني بر حضور ميرحسين در خيابان جيحون در جريان درگيري‌هاي روز گذشته را قويا تکذيب شده است.

اين منبع آگاه در گفتگو با اين سايت درباره خبر برخي سايت‌ها از جمله بي بي سي فارسي مبني بر حضور ميرحسين موسوي در خيابان جيحون در روز گذشته به خبرنگار قلم‌نيوز گفت که ابن خبر کذب محض است و مهندس موسوي روز گذشته در هيچ يک از خيابان‌هاي تهران حضور نداشت.

اين منبع آگاه درباره صحت سخناني که برخي سايت‌ها از موسوي در خيابان جيحون نقل کرده‌اند، تاکيد کرد که اساسا مهندس موسوي روز گذشته در هيچ خياباني حضور نداشته که صحبتي داشته باشد و اين مطالب کاملا کذب و ساختگي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:20  توسط  ياران  |